یک زندگی همه چیز تمام داشته باشید

برای ایجاد یک تغییر ماندگار در زندگی، باید هم به جنبه های بیرونی و هم درونی کاری که برای ایجاد یک تجربه رضایت بخش تر در زندگی لازم است، توجه داشت. برای اینکه از زندگی نهایت استفاده را ببریم، رویکردمان نسبت به ارزیابی که از وضعیت فعلیمان داریم باید رویکردی جامع باشد و در قسمت هایی که رضایت چندانی از سطح تعهدمان نداریم، تغییرات مناسب ایجاد کنیم.

برای ارزیابی خود باید چهار جنبه را در یک برنامه جامع برای رشد و پیشرفت و سلامت خود در آینده مد نظر قرار دهیم: این جنبه ها عبارتند از:

تجربیات درونی شخصی خودمان

رفتارها و ظاهر بدنمان

ارتباطات فرهنگی مان

جامعه و محیط اطرافمان

در زیر به سوالاتی اشاره می کنیم که برای ارزیابی تجربیات درونی شخصی می توانید از خودتان بپرسید:

از نظر احساسی من در چه وضعیتی هستم؟ آیا احساس آرامش می کنم یا اینکه عصبی هستید؟ آیا لازم است از تکنیک ها کاهش استرس استفاده کنم تا استرس زندگیم کمتر شود؟ روحیاتم اخیراً در چه وضعیتی بوده؟ چطور می توانم زندگیم را لذت بخش تر بکنم؟

از نظر ذهنی و فکری در چه وضعیتی هستم؟ آیا نسبت به کارهایی که اخیراً انجام می دادم، انگیزه ذهنی دارم؟ آیا فراموشکار شده ام و افکارم پریشانند؟ چطور می توانم تمرکز ذهنیم را در زندگی بالاتر ببرم؟

از نظر معنوی در چه وضعیتی هستم؟ آیا ارتباط معنوی معناداری دارم؟ آیا باید فعالیت های معنوی زندگیم را بیشتر کنم؟

در ارزیابی وضعیت ظاهری بدن و رفتارهایتان باید بر چیزهایی که ژنتیکی به شما ارث رسیده، وضعیت بدنتان و همچنین سلامتی عمومیتان توجه کنید. اگر توارث ژنتیکیتان طوری است که شما را در معرض برخی بیماری های خاص قرار می دهد باید بیشتر از حد معمول مراقب خودتان باشید. باید به اندازه کافی استراحت و ورزش داشته باشید، رژیم غذایی متوازنی را دنبال کنید و به مقدار لازم از مایعات استفاده کنید تا در وضع سلامتی خوبی بمانید. نگه داشتن وزنتان در حد نرمال نه تنها باعث می شود که احساس خوبی نسبت به خودتان داشته باشید بلکه بسیاری از خطرات سلامتی را هم از شما دور می کند. چکاپ ها پزشکی مداوم هم برای جوانان و هم برای افراد سالخورده توصیه می شود. از خودتان بپرسید چطور می توانید با ایجاد برخی تغییرات در الگوهای رفتاریتان، سلامت بدنتان را ارتقاء دهید.

ارتباطات ما با دیگران حس تعلق و حمایت در سختی ها زندگی به ما می دهد. برای این منظور باید ارتباطاتمان را با خانواده، عزیزان، دوستان، آشنایان، همکاران و دیگران بسنجیم. خیلی از افراد انرژیمان را می گیرند اما خیلی ها هم به ما انرژی می دهند. باید یاد بگیریم دقتمان را بیشتر با آنهایی بگذرانیم که به ما انرژی می دهند و تا می توانیم زمان کمتری را در کنار کسانی باشیم که انرژیمان را هدر می دهند. از خودتان بپرسید برای ارتقای روابطتان با آنهایی که فکر می کنید نادیده شان گرفته اید در چند روز آینده چه باید بکنید؟ چطور می توانید ارتباطاتتان را زنده تر و رضایت بخش تر بکنید؟

و در آخر محیط اطرافمان که آن هم عامل بسیار مهمی در ایجاد یک زندگی جامع و کامل برای ماست. از خودتان بپرسید که با محیط اطرافتان چطور برخورد می کنید؟ آیا برای حفظ امنیت و سلامت آن هر چه در توانتان باشد انجام می دهید؟ آیا در خانه، جامعه، در شهر یا کشورمان، و به طور کل در همه جای دنیا برای محیط اطرافمان ارزش قائل هستیم؟ آیا از تکنولوژی به نحو احسن استفاده می کنیم؟ برای زیباتر کردن دنیای اطرافمان چه می توانیم بکنیم؟

اعتقادات ما قدرت زیادی در تعیین احساس و عمل ما دارد. دستگاه اعتقادی ما هرچه امیدوارتر، مثبت تر و خوشبین تر باشد، احساس انرژی و لذت بیشتری در زندگی خواهیم داشت و فرصت های بیشتری برای ایجاد زندگی که دوست داریم در اختیارمان خواهد بود.

انگیزه: تغییرات کوچک، دستاوردهای بزرگ

در کارم که کمک به دیگران برای رسیدن به تغییری که می خواهند است، یاد گرفتم که اکثر ارباب رجوع هایم خوب معنی تغییر را درک نمی کنند. وقتی می بینند که تغییر چقدر ساده امکانپذیر است، هیجان زده می شوند و فکر می کنند که واقعاً می توانند تغییر کنند و یک دنیای کاملاً جدید برایشان گشوده می شود.

جایی که افراد درمورد تغییر کمی سردرگم می شوند این تفکر اشتباه است که برای تغییر کردن، باید تغییرات بزرگ و سخت در زندگیتان رخ دهد تا تفاوت را مشاهده کنید.

این به هیچ وجه درست نیست. یک تغییر کوچک، اگر درست باشد، می تواند دستاوردهای بزرگی را برایتان به همراه داشته باشد.

برای مثال، هواپیمایی که از آتلانتا به هاوایی پرواز می کند اگر یک درجه در انتخاب مسیرش اشتباه کند، سر از استرالیا درمی آورد. وقتی این مسئله را به زندگی خودمان تعمیم می دهیم، می بینیم که ایجاد فقط یک تغییر کوچک اما درست در روند زندگیمان، تفاوت زیادی در آن ایجاد خواهد کرد.

مردی را می شناختم که هیکل خیلی چاق و بد قواره ای داشت و تصمیم گرفت که شروع به دوندگی کند. روز اول، یک تغییر کوچک در روزش ایجاد کرد. از صندوق پست جلوی خانه خودش را تا صندوق پست جلوی خانه همسایه دوید و برگشت. او توانست با اضافه کردن یک صندوق پست دیگر به هر بار دویدنش، امسال در مسابقه ماراتن شرکت کند.

تغییرات کوچک، دستاوردهای بزرگ

اجازه بدهید یک مثال از یکی از ارباب رجوع هایم برایتان بگویم. این فرد واقعاً دوست داشت که یک برنامه پس انداز برای خودش داشته باشد اما فکر می کرد که برای شروع هیچ پولی ندارد.

تجربه می گوید اگر به جای درست نگاه کنید، همیشه کمی پول آنجا هست. متوجه شدیم که او هر روز صبح در راه رفتن به محل کارش، 2 هزار تومان برای خریدن یک سودا و یک عدد شکلات خرج می کند. این مقدار کم پول، در هفته 10 دلار، در ماه تقریباً 43 دلار ظرف یک سال 500 دلار می شود.

اگر آن 2 دلار را هر رور در قلکتان بیندازید می بینید که پس انداز خوبی خواهید داشت که همه ن مدیون ایجاد یک تغییر کوچک در وضعیت دخل  و خرجتان است.

تغییرات کوچک، دستاوردهای بزرگ

خوب اجازه بدهید حالا اینها را وارد زندگی خودمان بکنیم. یک چیزی که همیشه دوست داشتید تغییر دهید را انتخاب کنید، فقط یک چیز کوچک که همیشه دوست داشته اید آنرا به طریقی دیگر انجام دهید. مثلاً ترک چای، پیاده روی عصرها، زودتر خوابیدن شب ها، گوش کردن به حرف بچه هایتان، لبخند زدن به همسرتان، و امثال آن. همه اینها تغییرات کوچکی هستند که می توانند نتایج بسیار بزرگی به همراه داشته باشند.

پیشنهاد من این است:

این روش را امتحان کنید و ببینید آیا نتیجه می گیرید یا نه. برای هفته آینده فقط یک کار کوچک را به طریقی متفاوت انجام دهید و نسبت به آن خودتان را متعهد کنید.

مطمئنم نتیجه خوبی می گیرید طوری که این تغییرات کوچک را در زندگیتان بیشتر و بیشتر می کنید. آنوقت است که زندگیتان به کل متفاوت از قبل می شود.

۵ راز برای داشتن خانواده ای سالم ، شاد و بدون استرس (۲)


آشکار کردن ، اظهار نظر ، انتخاب بهترین راه
راز دوم : عزیزم ، دعوا بر سر پول را بس کن !
دعوای زوج ها بیش از هرچیز بر سر پول یا مسائل مالی است. در این جا راه های دستیابی به آرامش را که از زبان کارشناس مسائل مالی این سایت ، لینت خلفانی-کاکس ، بیان شده است به شما معرفی می نماییم :

مخفی کاری ممنوع :
وقتی بحث بر سر مسائل مالی پیش می آید ، قانون سه “الف” را درپیش گیرید : آشکار کردن ، اظهار نظر ، انتخاب بهترین راه .ابتدا برای خود یک هدف مالی معین کنید (مثلاً پس انداز برای امور منزل ، پرداخت بدهی ها یا شروع یک کار جدید) . سپس به حساب و کتاب وام ها ، بدهی ها و هزینه ها پرداخته و دراین مورد که چگونه می توانید این رقم را کوچک تر کنید باهم صحبت کنید. هم چنین در رابطه با نحوه خرج کردن پول در تمام موارد و راه های صرفه جویی ، با یکدیگر به تبادل نظر پرداخته و تعهد کنید به شکل خانواده ای که همگی هدف مالی واحدی را درسر دارند ، همگام با هم ، به سوی آن هدف پیش بروید. به گفته خلفانی – کاکس : “وقتی همه اعضای خانواده با هم و دارای یک هدف باشند، مشاجرات مربوط به مسائل مالی کاهش یافته و دیگر رازی در رابطه با نحوه خرج کردن پول باقی نخواهد ماند.

آن را به یک بازی تبدیل کنید:
وقتی تعهد کردید که میزان بدهی های خود را کاهش داده یا مبلغ خاصی پس انداز نمایید ، انجام آن را به شکل یک سرگرمی درآورده و از آن لذت ببرید. هنگام خرید قیمت همه چیز را با جاهای دیگر مقایسه کنید و مقابل آگهی های تبلیغاتی یا مجلاتی که مربوط به سرگرمی های روزهای تعطیل است توقف نکنید. خدا را شکر ، اینترنت به شما کمک میکند تا بتوانید شماره کوپن ها را در آن پیدا کرده و از این طریق صدها دلار صرفه جویی نمایید. می توانید به سایت coupons.com یا coupon cabin.com رفته و در آن جا هر خریدی که لازم دارید از انواع سرئال گرفته تا لنزهای چشم انجام دهید. یا چنانچه می خواهید کالای خاصی بخرید در سایت گوگل کلمه “کوپن” را با نام آن کالا جستجو کنید. برای مثال برای خرید یک لپ تاپ جدید، با تایپ کلمه “کوپن” و ‘Dell” ، احتمالاً نتیجه خواهید گرفت. خلفانی – کاکس می گوید ” این روش ممکن است همیشه نتیجه ندهد اما ارزش امتحان کردن را دارد” .

همیشه مقدار کمی پول کنار بگذارید :
با اینکه جمع کردن پول به شکل مخفیانه کار بدی است ، بعضی زن و شوهر ها دوست دارند مقداری پول برای خودشان داشته باشند تا بتوانند آن را صرف هرچیزی که دوست دارند نمایند، که البته قابل درک و بی ضرر است. هرماه مقداری پول فقط مخصوص خود (یا همسرتان) کنار بگذارید. می توانید این مبلغ را پس انداز کرده یا هرجا که دوست داشتید خرج کنید، البته تا زمانی که این پول بخشی از بودجه بندی گسترده شما باشد.

کمک بگیرید:
اگر خودتان در مدیریت پول یا انجام معاملات مهارت کافی ندارید ، از کس دیگری بخواهید این کار را برای شما انجام دهد. سری به سایت هایی مانند LowerMybills.com بزنید تا بتوانید مبلغ قبض های خود را با نمونه های ارزان تر دیگر مقایسه نمایید و یا از یک مشاور مالی کمک بگیرید.

living.health.com

نظریه جدید و خواندنی در رابطه با گریه کردن

 

وقتی که احساسی همچون غم یا شادی مفرط داریم، اشکهایمان ناخودآگاه جاری می‌شود، اما این اشکها چرا و به چه هدفی جاری می‌شوند؟

یکی از دانشمندان و پژوهشگران زیست شناسی تکاملی در دانشگاه تل آویو اسرائیل به نام ارن هاسن، نظریه ی جدیدی در مورد ایجاد اشک و گریه کردن، ارائه کرده است. وی عنوان می‌کند : “اشکها می‌توانند به عنوان علائمی جهت نشان دادن اینکه قدرت تحمل فرد پایین آمده، عمل کنند.”
ارن هاسن چنین می‌گوید “گریه کردن یکی از بزرگترین رفتارهاییست که افکار شما را نمایان می‌کند. تحلیل ها و بررسی های وی نشان می‌دهد که اشکها همزمان با تیره کردن بینائی، میزان تحمل و عملکردهای وابسته را کاهش می‌دهند. برای مثال تسلیم شدن، گریه برای درخواست کمک، و حتی در ابراز وابستگی متقابل.
اشکهایی که از روی احساسات جاری شوند تنها منحصر به انسان هستند. در گذشته، محققان می‌پنداشتند که گریه کردن مواد شیمیایی استرس زا را از بدن دور کرده یا احساس آرامش به انسان دست می‌دهد و همچنین باعث می‌شود نوزادان و کودکان مشکلات سلامتی خود را از این طریق بروز دهند.

اخیرا پروفسور هاسن متذکر شده است که وقتی اشکها بینائی را تیره می‌کنند، می‌توانند از بروز رفتارهای خشونت آمیز جلوگیری کنند. به عنوان مثال: اشکها آسیب پذیری فرد را نشان می‌دهند، یک استراتژی که دیگران را از لحاظ احساسی نسبت به شما صمیمی تر می‌کند.
پروفسور هاسن به اضافه می‌نماید “بوسیله گریه کردن و بویژه جاری شدن اشک می‌توان روابط شخصی را ساخت یا قوی تر نمود. برای مثال: شما می‌توانید نشان دهید که در برابر یک مهاجم تسلیم هستید بنابراین به طور بالقوه رحم و عطوفت را در یک فرد ظالم ایجاد می‌کنید یا می‌توانید از دیگران همدردی را جذب کرده یا شاید بتوانید مساعدت و یاری آنها را طلب کنید.
همچنین پروفسور هاسن معتقد است به وسیله بروز اشکهایتان در مقابل دیگران می‌توانید ابراز متقابلی از مقاومت های کاهش یافته داشته باشید و این بدین معنیست که با داشتن احساسات مشترک، از لحاظ عاطفی به یکدیگر پیوند خورده و صمیمیت خود را نشان دهید که این شیوه فقط مختص انسانهاست”.
البته پروفسور هاسن افزوده است که اثر این رفتار تکاملی همیشه بستگی به فردی دارد که هنگام گریه کردن در کنار شماست و معمولاً در مکان هایی مانند کار که باید به دور از احساسات بود، مؤثر نخواهد بود.
پروفسور هاسن تحقیقات خود را در مجله Evolutionary Psychology به تفصیل شرح داده است.

تاثیر شرایط محیط اطراف بر شیوه زندگی

تاثیر شرایط محیط اطراف بر شیوه زندگی

وقتی یک نوزاد، سال های ابتدایی و شیرخوارگی را سپری می کند، وارد دورانی می شود که اصطلاحا به “دوران کودکی” معروف است. در دوران کودکی ذهن و حواس او شروع به شکل گرفتن می کند و نشانه هایی از تمایل و تلاش به آموختن در او نمایان می شود. از آن جا که کودک بیشترین زمان زندگی کودکانه و کوتاه خود را درکنار والدین گذرانده و نسبت به آن ها احساس اعتماد و آرامش می نماید، تمامی اعمال و رفتاری که از سوی والدین خود مشاهده و درک می کند به عنوان الگو و نماد مناسبی برای آموختن قرار می دهد و از آن ها در زمان لازم استفاده می کند.

در واقع به این علت که کودک پیش زمینه قبلی از شناخت مسایل مختلف ندارد، هرکاری که اطرافیان نزد او انجام دهند برایش زیبا و شگفت آور است و چون درک صحیحی از “درست” یا “اشتباه” بودن آن نکات ندارد نظرش جلب شده و سعی بر تکرار و تقلید آن ها می کند یا هر زمان که موقعیت مشابه پیش آید، آن رفتار را انجام می دهد. این عادت دائما در زندگی کودک تکرار می شود و تا سن نوجوانی و حتی بزرگسالی، هرکاری که از سوی اطرافیان انجام شود و هر هدفی که دنبال شود به عنوان دانسته ها و راه کارهایی برای انجام امور بر ذهن و افکار او تاثیر می گذارد.

آدم ها به طور ذاتی اطلاعات قبلی از هیچ کاری ندارند و این محیط اطراف و اطرافیان هستندکه محرکی می شوند تا متوجه مسایل و موضوعات یا رفتارهای مختلف شویم، آن ها را درک کنیم و در صورت تمایل، به کار ببندیم. پایه و اساس این حالت از دوران کودکی با تاثیرپذیری از رفتار و اعمال والدین شکل می گیرد و تدریجا وسعت یافته و تحت تاثیر محیط اطراف و اطرافیان در می آید.

مثلا کودکی که در خانواده ی آگاه، سالم و بافرهنگ رشد می کند، تحت تاثیر رفتارهای کنترل شده و به جای والدین و اطرافیان، رفتار و شخصیت مطلوبی خواهد داشت و اگر والدین شرایط محیط اطراف او را به گونه ای سالم و هدفمند تدارک ببینند، کودک به همان صورت آموزش می بیند و در آینده، دوستان، هم نشینان و همسرش را مطابق با همان آموزه ها گزینش می کند. . اما کودکی که در محیطی آلوده به فساد رشد می کند یا پدر و مادر او همیشه درحال جروبحث و مشاجره هستند و جلوی دید فرزندشان دست به کارهای ناشایست و کم ارزش می زنند، نمی تواند درک درستی از زندگی سالم داشته باشد و اغلب تن به ادامه راه والدین یا اطرافیان خود خواهد داد و با فرادی همنشین می شود که خانواده برای او معنی کرده اند.

تاثیر پذیری از محیط اطراف تنها در دوران کودکی اتفاق نمی افتد و همیشه و همه جا می تواند هر کسی در هر جایگاهی را مغلوب خود کند.

شاید یک موقعیت جدید ما را به هدف اولیه خود نزدیک کند اما احتمال دارد، انتخاب این مسیر، عوارض های جانبی متعددی در پی داشته باشد که مسیر زندگی ما را به طور کل تغییر دهد یا ما را دچار مشکلات عدیده ای نماید.

حتما داستان برادران دورر راشنیده اید! دو برادری که در یک خانواده فقیر 20 نفره زندگی می کردند و در همان وضعیت اسفناک آلبرشت دورر و برادرش آلبرت (دو تا از 18 فرزند) آرزو می کردند نقاش چیره دستی شوند، اما خیلی خوب می دانستند که پدرشان هرگز نمی تواند آن ها را برای ادامه تحصیل به نورنبرگ بفرستد.

بنابراین یک شب پس از مدتی بحث ، دو برادر تصمیم گرفتند قرعه بیاندازند و بازنده برای کار در معدن به جنوب برود و برادر دیگر را حمایت مالی کند تا در آکادمی به فراگیری هنر بپردازد، و پس از آن برادری که تحصیلش تمام شد، برادر دیگر را از طریق فروختن نقاشی هایش حمایت مالی کند تا او هم به تحصیل در دانشگاه ادامه دهد.

آن ها در صبح روز یک شنبه در یک کلیسا قرعه انداختند. آلبرشت دورر برنده شد و به نورنبرگ رفت و آلبرت به معدن های خطرناک جنوب رفت و برای 4 سال شبانه روز کار کرد تا برادرش را که در آکادمی تحصیل می کرد حمایت کند. آلبرشت  جزء بهترین هنرجویان بود و نقاشی های او حتی از اکثر استادانش بهتر بود. در زمان فارغ التحصیلی او درآمد زیادی از نقاشی های حرفه ای خودش به دست آورده بود.

وقتی هنرمند جوان به دهکده اش برگشت، به برادرش گفت: برادر بزرگوارم حالا نوبت توست، تو دیگر می توانی به نورنبرگ بروی و آرزویت را تحقق بخشی و من هم از تو حمایت خواهم کرد.

اشک از چشمان آلبرت سرازیر شد. سرش را پایین انداخت و در حالی که اشک هایش را پاک می کرد گفت: من نمی توانم به نورنبرگ بروم، دیگر خیلی دیر شده، ‌ببین چهار سال کار در معدن چه بر سر دستانم آورده، استخوان انگشتانم چندین بار شکسته و در دست راستم درد شدیدی را حس می کنم، به طوری که حتی نمی توانم یک لیوان را با دستانم نگه دارم. من دیگر نمی توانم با مداد یا قلم مو کار کنم، محیط معدن حال و روز من را تغییر داده و من را به یک کارگر تبدیل کرده است.

این داستان غم انگیز است اما واقعی! تاثیری که شرایط محیط اطراف بر زندگی ما می گذارد موضوع کاملا مهم و پراهمیتی است که متاسفانه هنگام تصمیم گیری و انتخاب مسیر، توجه زیادی به آن نمی شود.

شرایط محیط بسته به نوع انتخابی که می کنیم متفاوت است اما در هر حال بسیار تاثیر گذار، هنگامی که یک فرد تصمیم می گیرد و راهی را انتخاب می کند از آن زمان به بعد در مسیر آن راه قرار می گیرد و خودبه خود شرایط و قوانین آن مسیر بر زندگی او تاثیر می گذارد و بعد از مدتی زندگی اش را دگرگون می کند.

شرایط محیط از هر نظر تاثیرگذار است، از نظر جسمی، روحی، رفتاری، عقیدتی، اجتماعی، زیبایی، نوع تفکر و هر موضوع دیگری که در زندگی انسان قابلیت تغییر داشته باشد.

شرایط محیط هم می تواند تاثیر مثبت داشته باشد، هم منفی! به عبارتی دیگر وقتی موقعیت جدیدی را انتخاب می کنیم، محیط آن، یا رفتار و شخصیت اجتماعی ما را رشد می دهد و بر سطح توانایی و آگاهی مان می افزاید و موجب موفقیت دور از انتظار ما می شود، یا این که باعث می شود روز به روز پسرفت کنیم و هر آن چه قبلا توان انجامش را داشتیم از یاد ببریم و اتفاقات ناگواری را در آن مسیر تجربه کنیم.

استفاده از قانون جذب در جهت رسیدن به موفقیت

قرن هاست که فرمول موفقیت به شدت از دسترس دیگران دور نگه داشته شده و دراختیار تمام مردم دنیا قرار داده نشده است. این راز قدرتمند “قانون جذب ” نام دارد و انسان ها از آن درجهت دستیابی به اهداف ، غلبه بر ترس ها ، کسب شغل پردرآمد و دستیابی به یک زندگی کامل و موفق بهره جسته اند

دستورالعمل :
معین کنید چه چیزی می خواهید
مرحله 1-
کلمه موفقیت را برای خود معنا کنید. ازنظر بعضی افراد ، موفقیت یعنی رفاه مالی مطلق. ازنظر بعضی دیگر، یعنی احساس خشنودی و رضایت کامل از زندگی شان. منظور از تمرین قانون جذب استفاده از آن درجهت سعی و تلاش خاصی است که منجر به موفقیت یک فرد می شود ، یا بکاربردن آن در رابطه با یک هدف نهایی در طول عمر که همان رسیدن به موفقیت در تمام جنبه های زندگی است.

مرحله 2-
خواسته خود را مشخص کنید. بارها شده که فکرمیکنیم ما در زندگی درجایی نیستیم که می خواهیم باشیم ، اما نمی توانیم خواسته ها و اهدافمان را درقالب کلمات بیان کنیم. این بسیار مهم است که دقیقاً بدانید “آنچه را که می خواهید” چیست؟ به عنوان مثال آیا می خواهید در شغلتان ترفیع بگیرید ، یک معامله بزرگ را تمام کنید ، همراه یا شریکتان را پیدا کنید یا یک زندگی خانوادگی را شروع کنید؟ اگر تازه می خواهید از قانون جذب استفاده کنید ، کار خود را با یک “خواسته” شروع کرده و تمام انرژی خود را بر روی آن متمرکز کنید.

مرحله 3-
خواسته های خود را به وضوح و به زمان حال بیان کنید ، طوری که انگار آنها را از قبل داشته اید یا درحال حاضر دارید آن ها را بدست می آورید. کلید استفاده موثر از قانون جذب این است که هر روز با ایمان و عقیده محکم بدانید آنچه را که می خواهید ، دارید. این طرز فکر شما را به سوی انجام اعمالی که برای رسیدن به هدفتان لازم است ، هدایت خواهد کرد. مثلاً اگر شما دائماً به خود بگویید : “می خواهم آن معامله بزرگ را تمام کنم (به انجام برسانم) “، از انرژی خود برای تمرکز روی چیزی که در آینده می خواهید استفاده کرده اید. طبق قانون جذب ، شما همان چیزی را بدست خواهید آورد که به زبان می آورید و مطمئناً همچنان می خواهید آن معامله را به انجام برسانید نه اینکه از آن منصرف شوید. برای بیان خواسته خود در زمان حال ، کافی است با خود تکرار کنید : “من موفقم زیرا آن معامله را به اتمام رساندم” یا “من موفق شدم با مشتری خود یک رابطه عالی برقرار کنم و او هم از خرید خود بسیار خشنود و راضی است”.

خود را به شکل یک انسان موفق تصویر کنید

مرحله 1-
از افکار مثبت خود برای تولید ارتعاشات انرژی استفاده کنید. افکار هستند که تبدیل به واقعیت می شوند. وقتی درذهن تصویر خود را درحالیکه به خواسته خود رسیده اید ، مجسم کنید ، با انرژی جهان طبیعت همکاری و مشارکت نموده اید ، جهانی که می خواهد شما هر خواسته ای دارید بدست آورید. اجازه ندهید افکار منفی وارد ذهنتان شوند. به محض آنکه یک فکر منفی در ذهنتان پدید می آید، به آرامی یا بلند بگویید “ایست!” و بعد یک فکر مثبت را جایگزین آن فکر منفی نمایید. این کار انرژی شما را به سمت مثبت اندیشی برگشت می دهد ، چیزی که بر طبق قانون جذب برای رسیدن به آنچه که می خواهید ضروری است.

مرحله 2-
روی هر اتفاق خاصی که به شکل یک موفقیت شخصی برایتان پیش می آید، تمرکز کنید. از تمام حواس خود برای تبدیل اهدافتان به واقعیت کمک بگیرید. هنگامی که شخص به هدفی نائل می شود ، تغییرات مشخصی در سبک زندگی او پدید می آید. برای مثال وقتی شما یک معامله بزرگ را انجام می دهید، احساس اعتماد به نفس بیشتری می کنید. می توانید روی چک با ارزشی را که پس از انجام آن معامله گرفته اید ، دست کشیده و آن را لمس کنید ؛ می توانید غذای خوشمزه ای را که به عنوان پاداش کار سخت و طاقت فرسای خود تهیه کرده اید بو کشیده و از مزه آن لذت ببرید. می توانید صدای کسانی را که اطرافتان جمع شده و به شما تبریک می گویند بشنوید. بگذارید این تصویرها راه خود را به درون شما باز کنند و به شما کمک کنند تا روز به روز نه تنها با امید موفقیت بلکه با این باور که شما یک فرد موفق هستید ، زندگی کنید.

مرحله 3-
به خاطر هرچیزی که برایتان پیش می آید ، چه خوب و چه بد ، شکر گزار باشید. وقتی برای هرچیزی که داریم شکر کنیم ، چیزهای بیشتری بدست خواهیم آورد تا شکرشان را به جا آوریم. همچنین وقتی برای چیزهایی که به نظر منفی میرسند نیز شکر گزار باشیم ، درواقع اجازه نداده ایم هیچ نوع تمایل منفی گرایانه ای در زندگی ما نفوذ کند . هر چیزی می تواند به جهت مثبت تغییر مسیر پیدا کند.

بگذارید خواسته هایتان به ذهنتان راه یابند

مرحله 1- مطمئن شوید آنچه را که دقیقاً می خواهید به روشنی بیان کرده و در ذهن مجسم نموده اید و نه تنها می توانید آن را بدست آورید بلکه از قبل آن را بدست آورده اید. بدانید هرچیزی ابتدا به شکل یک فکر آغاز می شود ، اما با تفکر مثبت اولین قدم را به سوی نیل به هدف برداشته اید. هرچیزی که متعاقب آن پیش می آید ، گام های منطقی بعدی به سوی کسب خواسته شما می باشند. وقتی به خودتان اعتماد کنید ، متوجه می شوید که می توانید به این فرآیند نیز اطمینان نمایید.

مرحله 2-
به خاطر موفقیت هایی که از قبل داشته اید همچنان شکر گزار باشید. هر روز در یک دفتر یادداشت ، هرچیزی را که به شما احساس غرور و افتخار به خودتان می دهد ، یادداشت کنید. همچنین وقتی چیزی بر سر راه شما قرار میگیرد ، چه مستقیماً به هدفتان مربوط باشد چه نباشد ، آن را یادداشت کنید. باور داشته باشید که هرچیزی یک موهبت است ، حتی اگر در آن لحظه به سختی بتوان این نام را روی آن گذاشت. یکی از جنبه های بسیار قدرتمند قانون جذب قدرت به زبان آوردن مراتب سپاسگزاری شما نسبت به چیزهایی است که هنوز بدست نیاورده اید اما گویی آن را بدست آورده اید. برای مثال “من به خاطر موفقیتم خدا را شکر میکنم” یا “من به خاطر پیشرفتم از خدا ممنونم”.

مرحله 3-
با خود قرار بگذارید هر روز احساس خوبی داشته باشید. احساس شادمانی، سلامتی و رفاه مادی ، همان چیزی است که هرکسی واقعاً از زندگی می خواهد. اینکه این احساسات چگونه در شما راه می یابند اهمیتی ندارد ، مهم این است که برطبق قانون جذب در مورد هر چیزی احساس خوبی داشته باشیم. به کسانی که درطول زندگی با آنها برخورد کرده اید فکر کنید، کسانی که به نظر می رسد به هر چیزی که بر سر راهشان قرار می گیرد واکنش مثبت نشان می دهند. این افراد ، موفق هستند، زیرا اجازه نمی دهند تجارب منفی کارها و فعالیت هایشان را تحت کنترل خود درآورد.

eHow.com